تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٩٩
در روايات اسلامى تأكيدهاى فراوانى در زمينه وصيت شده، از جمله در حديثى از پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله مىخوانيم: ما يَنْبَغِي لِامْرِئٍ مُسْلِمٍ أَنْ يَبِيتَ لَيْلَةً إِلَّا وَ وَصِيَّتُهُ تَحْتَ رَأْسِهِ: «سزاوار نيست مسلمان شب بخوابد، مگر اين كه وصيتنامهاش زير سر او باشد». «١»
البته جمله زير سر بودن به عنوان تأكيد است، منظور آماده بودن وصيت است.
در روايت ديگرى مىخوانيم: مَنْ ماتَ بِغَيْرِ وَصِيَّةٍ ماتَ مِيتَةً جاهِلِيَّةً: «كسى كه بدون وصيت از دنيا برود مرگ او مرگ جاهليت است». «٢»
***
٢- عدالت در وصيت
در روايات اسلامى با توجه به بحثى كه در آيات فوق در مورد عدم تعدى در وصيت گذشت، تأكيدهاى فراوانى روى «عدم جور» و «عدم ضرار» در وصيت ديده مىشود كه از مجموع آن استفاده مىشود: همان اندازه كه وصيت كار شايسته و خوبى است، تعدّى در آن مذموم و از گناهان كبيره است.
در حديثى از امام باقر عليه السلام مىخوانيم: مَنْ عَدَلَ فِي وَصِيَّتِهِ كانَ كَمَنْ تَصَدَّقَ بِها فِي حَياتِهِ وَ مَنْ جارَ فِي وَصِيَّتِهِ لَقِيَ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ هُوَ عَنْهُ مُعْرِضٌ!:
«كسى كه در وصيتش عدالت را رعايت كند، همانند آن است كه همان اموال را در حيات خود در راه خدا داده باشد، و كسى كه در وصيتش تعدّى كند، نظر