تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٤١
پيامبر فرمود: چيست؟
سلمان پاسخ داد: صدقه است.
پيامبر فرمود: من به آنها احتياج ندارم به مسلمانان فقير ده تا مصرف كنند.
سلمان بار ديگر به بازار رفت مقدارى گوشت و نان خريد و خدمت رسول اكرم صلى الله عليه و آله آورد.
پيامبر پرسيد: اين چيست؟
سلمان پاسخ داد، هديه است.
پيامبر فرمود: بنشين! پيامبر و تمام حضار از آن هديه خوردند.
مطلب بر سلمان آشكار گشت زيرا هر سه نشانه خود را يافته بود.
در اين ميان سلمان راجع به دوستان و رفيق و راهبان دير موصل سخن به ميان آورد، نماز، روزه و ايمان آنها به پيامبر صلى الله عليه و آله و انتظار كشيدن بعثت وى را شرح داد.
كسى از حاضران به سلمان گفت: آنها اهل دوزخند! اين سخن بر سلمان گران آمد؛ زيرا او يقين داشت اگر آنها پيامبر را درك مىكردند از او پيروى مىنمودند.
اينجا بود كه آيه مورد بحث بر پيامبر نازل گرديد و اعلام داشت: آنها كه به اديان حق ايمان حقيقى داشتهاند و پيغمبر اسلام صلى الله عليه و آله را درك نكردهاند داراى اجر و پاداش مؤمنان خواهند بود! «١»
***
٢- «صابئان» كيانند؟
دانشمند معروف «راغب» در كتاب «مفردات» مىنويسد: آنها جمعيتى از