تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٠٤
دهد تا آنجا كه در توان دارد در اجراى احكام مىكوشد.
به عبارت ديگر: وظيفه امام اجراى دستورات الهى است در حالى كه وظيفه رسول ابلاغ اين دستورات مىباشد.
و باز به تعبير ديگر: رسول «ارائه طريق» مىكند ولى امام «ايصال به مطلوب» مىنمايد (علاوه بر وظائف سنگين ديگرى كه قبلًا اشاره شد).
ناگفته پيدا است: بسيارى از پيامبران مانند پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله تمام مقامات را داشتند، هم دريافت وحى مىكردند، هم تبليغ فرمانهاى الهى، هم در تشكيل حكومت و اجراى احكام تلاش مىكردند و هم از طريق باطنى به تربيت نفوس مىپرداختند.
كوتاه سخن اين كه: امامت، همان مقام رهبرى همه جانبه مادّى و معنوى جسمى و روحانى و ظاهرى و باطنى است.
امام رئيس حكومت، پيشواى اجتماع و رهبر مذهبى و مربى اخلاق و رهبر باطنى و درونى است.
امام از يك سو با نيروى مرموز معنوى خود افراد شايسته را در مسير تكامل باطنى رهبرى مىكند.
از سوى ديگر، با قدرت علمى خود افراد نادان را تعليم مىدهد.
و با نيروى حكومت خويش يا قدرتهاى اجرائى ديگر، اصول عدالت را اجرا مىنمايد.
***
٤- «امامت» يا آخرين سير تكاملى ابراهيم عليه السلام
از آنچه در بيان حقيقت امامت گفتيم به خوبى استفاده مىشود: ممكن است كسى مقام پيامبرى و تبليغ و رسالت را داشته باشد اما مقام امامت در او نباشد، اين مقام، نيازمند شايستگى فراوان در جميع جهات است و همان مقامى است كه ابراهيم عليه السلام پس از آن همه امتحانات و شايستگىها پيدا كرد، و اين آخرين حلقه سير تكاملى ابراهيم بود.