تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٥٢
امتى كه از هر نظر در حد اعتدال باشد، نه كندرو و نه تندرو، نه در حد افراط و نه تفريط، الگو و نمونه.
اما چرا قبله مسلمانان، قبله ميانه است؛ زيرا مسيحيان تقريباً به سمت مشرق مىايستادند به خاطر اين كه بيشتر ملل مسيحى در كشورهاى عربى زندگى مىكردند و براى ايستادن به سوى محل تولد عيسى عليه السلام كه در بيت المقدس بود ناچار بودند به سمت مشرق بايستند و به اين ترتيب جهت مشرق قبله آنان محسوب مىشد ولى يهود كه بيشتر در شامات و بابل و مانند آن به سر مىبردند رو به سوى بيت المقدس كه براى آنان تقريباً در سمت غرب بود مىايستادند، و به اين ترتيب نقطه غرب قبله آنان بود.
اما «كعبه» كه نسبت به مسلمانان آن روز (مسلمانان مدينه) در سمت جنوب و ميان مشرق و مغرب قرار داشت يك خط ميانه محسوب مىشد.
در حقيقت تمام اين مطالب را مىتوان از جمله «وَ كَذلِك» استفاده كرد هر چند در تفسير اين جمله مفسران احتمالات ديگرى دادهاند كه قابل بحث و ايراد است.
به هر حال گويا قرآن مىخواهد رابطهاى ميان همه برنامههاى اسلامى ذكر كند و آن اين كه نه تنها قبله مسلمانان يك قبله ميانه است كه تمام برنامههايشان اين ويژگى را دارا است.
پس از آن، اضافه مىكند: «هدف اين بود كه شما گواه بر مردم باشيد و پيامبر هم گواه بر شما باشد» «لِتَكُونُوا شُهَداءَ عَلَى النَّاسِ وَ يَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهيداً».
تعبير به «گواه بودن» امت اسلامى بر مردم جهان، و همچنين «گواه بودن» پيامبر صلى الله عليه و آله نسبت به مسلمانان، ممكن است اشاره به اسوه و الگو بودن، بوده