تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٥٢
آباءَنا». «١»
قرآن بلافاصله اين منطق خرافى و تقليد كوركورانه از نياكان را با اين عبارت كوتاه و رسا محكوم مىكند: «آيا نه اين است كه پدران آنها چيزى نمىفهميدند و هدايت نيافتند»؟! «أَ وَ لَوْ كانَ آباؤُهُمْ لايَعْقِلُونَ شَيْئاً وَ لايَهْتَدُونَ».
يعنى اگر نياكان آنها دانشمندان صاحبنظر و افراد هدايت يافتهاى بودند جاى اين بود كه از آنها تبعيت شود، اما با اين كه مىدانند آنها مردمى نادان و بى سواد و موهومپرست بودند پيروى آنها چه معنى دارد؟ آيا مصداق تقليد جاهل از جاهل نيست؟!
مسأله قوميت و تعصبهاى قومى مخصوصاً آنجا كه به نياكان مربوط مىشود از روز نخست در ميان مشركان عموماً، و در ميان غير آنها غالباً وجود داشته است و تا امروز همچنان ادامه دارد.
ولى خداپرست با ايمان، اين منطق را رد مىكند و قرآن مجيد در موارد بسيارى پيروى و تعصب كوركورانه از نياكان را شديداً مذمت كرده است و اين منطق را كه انسان چشم و گوش بسته از پدران خود پيروى كند، كاملًا مردود مىشناسد.
اصولًا پيروى از پيشينيان اگر به اين صورت باشد كه انسان عقل و فكر خود را دربست در اختيار آنها بگذارد اين كار نتيجهاى جز عقبگرد و ارتجاع نخواهد داشت؛ چرا كه معمولًا نسلهاى بعد از نسلهاى پيشين با تجربهتر و آگاهترند.
ولى متأسفانه اين طرز فكر جاهلى هنوز در ميان بسيارى از افراد و ملتها