تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٨٢
١١٨ وَ قالَ الَّذينَ لايَعْلَمُونَ لَوْ لا يُكَلِّمُنَا اللَّهُ أَوْ تَأْتينا آيَةٌ كَذلِكَ قالَ الَّذينَ مِنْ قَبْلِهِمْ مِثْلَ قَوْلِهِمْ تَشابَهَتْ قُلُوبُهُمْ قَدْ بَيَّنَّا الآْياتِ لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ
١١٩ إِنَّا أَرْسَلْناكَ بِالْحَقِّ بَشيراً وَ نَذيراً وَ لاتُسْئَلُ عَنْ أَصْحابِ الْجَحيمِ
ترجمه:
١١٨- افراد ناآگاه گفتند: «چرا خدا با ما سخن نمىگويد؟! و يا چرا آيه و نشانهاى براى خود ما نمىآيد»؟! پيشينيان آنها نيز، همين گونه سخن مىگفتند؛ دلها و افكارشان مشابه يكديگر است؛ ولى ما (به اندازه كافى) آيات و نشانهها را براى اهل يقين (و حقيقتجويان) روشن ساختهايم.
١١٩- ما تو را به حق، براى بشارت و بيم دادن (مردم جهان) فرستاديم؛ و تو مسئول (گمراهى) دوزخيان (پس از ابلاغ رسالت) نيستى!
تفسير:
چرا خدا با ما سخن نمىگويد؟!
به تناسب بهانهجوئىهاى يهود در نخستين آيات فوق، سخن از گروه ديگرى از بهانهجويان است كه ظاهراً همان مشركان عرب بودند، مىفرمايد:
«افراد بى اطلاع گفتند: چرا خدا با ما سخن نمىگويد؟ و چرا آيه و نشانهاى بر خود ما نازل نمىشود»؟ «وَ قالَ الَّذينَ لايَعْلَمُونَ لَوْ لا يُكَلِّمُنَا اللَّهُ أَوْ تَأْتينا آيَةٌ».