تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٤٦
جمله «تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ»، ممكن است اشاره به تحريم پارهاى از غذاهاى حلال باشد، كه اعراب، در جاهليت به خدا نسبت مىدادند، حتى به گفته بعضى از مفسران بزرگ، رسوبات اين طرز تفكر در ميان جمعى از تازه مسلمانان باقى مانده بود. «١»
و يا معنى وسيعترى دارد كه نسبت دادن شريك و شبيه، به خدا را نيز شامل مىشود.
به هر حال، اين جمله اشاره به آن است كه اين گونه كارها حد اقل قول بدون علم است آن هم در برابر خداوند بزرگ، و اين كارى است كه با هيچ منطق و عقل و خردى سازگار نمىباشد.
اصولًا اگر مردم مقيد باشند هر سخنى را كه مىگويند متكى به يك مدرك قطعى بوده باشد، بسيارى از نابسامانىها و بدبختىها از جامعه بشرى برچيده مىشود.
در واقع، تمام خرافات در اديان و مذاهب الهى از همين رهگذر به وسيله افراد بىمنطق نفوذ كرده است، و قسمت مهمى از انحرافات عقيدتى و عملى به خاطر عدم رعايت همين اصل اساسى است.
لذا اين كار- در برابر بدىها و زشتىها- يك عنوان مستقل از خطوات شيطانى را در آيه فوق به خود اختصاص مىدهد.
***
نكتهها:
١- اصل حليّت
اين آيه، دليل بر اين است كه اصل اولى در همه غذاهائى كه روى زمين وجود دارد حليت است، و غذاهاى حرام جنبه استثنائى دارد، بنابراين، حرام