تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٧٠
٧٨ وَ مِنْهُمْ أُمِّيُّونَ لايَعْلَمُونَ الْكِتابَ إِلَّا أَمانِيَّ وَ إِنْ هُمْ إِلَّا يَظُنُّونَ
٧٩ فَوَيْلٌ لِلَّذينَ يَكْتُبُونَ الْكِتابَ بِأَيْديهِمْ ثُمَّ يَقُولُونَ هذا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ لِيَشْتَرُوا بِهِ ثَمَناً قَليلًا فَوَيْلٌ لَهُمْ مِمَّا كَتَبَتْ أَيْديهِمْ وَ وَيْلٌ لَهُمْ مِمَّا يَكْسِبُونَ
ترجمه:
٧٨- و پارهاى از آنان عوامانى هستند كه كتاب خدا را جز يك مشت خيالات و آرزوها نمىدانند؛ و تنها به پندارهايشان دل بستهاند.
٧٩- پس واى بر آنها كه نوشتهاى با دست خود مىنويسند، سپس مىگويند: «اين، از طرف خداست». تا آن را به بهاى كمى بفروشند. پس واى بر آنها از آنچه با دست خود نوشتند؛ و واى بر آنان از آنچه از اين راه به دست مىآورند!
شأن نزول:
جمعى از دانشمندان يهود، اوصافى را كه براى پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله در «تورات» آمده بود تغيير دادند و اين تغيير به خاطر حفظ موقعيت خود و منافعى بود كه همه سال از ناحيه عوام به آنها مىرسيد.
هنگامى كه پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله مبعوث شد، و اوصاف او را با آنچه در «تورات» آمده بود مطابق ديدند، ترسيدند در صورت روشن شدن اين واقعيت منافع آنها در خطر قرار گيرد، لذا به جاى اوصاف واقعى مذكور در تورات، صفاتى بر ضد آن نوشتند.