تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧٤
گروه دوم- آياتى است كه «شفيع» را منحصراً خدا معرفى مىكند مانند: ما لَكُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وَلِيٍّ وَ لا شَفيع: «غير از خدا ولى و شفيعى نداريد». «١»
قُلْ لِلَّهِ الشَّفاعَةُ جَميعاً: «همه شفاعتها مخصوص خدا است». «٢»
گروه سوم- آياتى است كه شفاعت را مشروط به اذن و فرمان خدا مىكند مانند: مَنْ ذَا الَّذي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلَّا بِإِذْنِه: «چه كسى مىتواند جز به اذن خدا شفاعت نمايد»؟ «٣»
وَ لاتَنْفَعُ الشَّفاعَةُ عِنْدَهُ إِلَّا لِمَنْ أَذِنَ لَه: «شفاعت جز براى كسانى كه خدا اجازه دهد سودى ندارد». «٤»
گروه چهارم- آياتى است كه شرائطى براى شفاعت شونده بيان كرده است، گاهى اين شرط را رضايت و خشنودى خدا معرفى مىكند، مانند: «وَ لايَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضى». «٥»
طبق اين آيه شفاعت شفيعان منحصراً شامل حال كسانى است كه به مقام «ارتضاء» يعنى پذيرفته شدن در پيشگاه خداوند، رسيدهاند.
گاه شرط آن را گرفتن عهد و پيمان نزد خدا معرفى مىكند مانند: «لايَمْلِكُونَ الشَّفاعَةَ إِلَّا مَنِ اتَّخَذَ عِنْدَ الرَّحْمنِ عَهْداً» منظور از اين عهد و پيمان ايمان به خدا و پيامبران الهى است. «٦»
و زمانى «صلاحيت شفاعت شدن» را از بعضى از مجرمان سلب مىكند، مانند سلب شفاعت از ظالمان در آيه زير: «ما لِلظَّالِمينَ مِنْ حَميمٍ وَ لا شَفيعٍ يُطاعُ». «٧»