تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩١
«فَإِذا رَكِبُوا فِي الْفُلْكِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصينَ لَهُ الدِّين» «١»
تنها خدا را مىخواندند، ولى مشركان زمان ما در حالت آرامش و سختى هر دو متوسل به غير خدا مىشوند»!. «٢»
***
١٢- نسبت شرك به همه مسلمانان
عجيب اين كه: اين گروه وهابيان در نسبت دادن شرك به ساير مسلمانان و كسانى كه با عقايد آنان هماهنگى ندارند، اعم از سنى و شيعه، به اندازهاى جرى و جسور هستند كه خون و مال مسلمانان ديگر را به سادگى مباح و حلال مىشمرند، و قتل آنها را، خيلى آسان، مجاز مىدانند، همان طور كه در طول تاريخ خود، بارها عملًا نيز اين مطلب را نشان دادهاند.
شيخ «سليمان ابن لحمان» در كتاب «الهدية السنية» چنين مىگويد:
«كتاب و سنت گواهى بر اين مىدهند كه هر كس فرشتگان و انبياء يا (مثلًا) ابن عباس و ابو طالب و امثال آنان را واسطه ميان خود و خدا قرار بدهد كه در پيشگاه خدا براى او شفاعت كنند، به خاطر اين كه آنها مقرب درگاه خدا هستند، همان طور كه در نزد سلاطين شفاعت مىكنند- چنين كسانى كافر و مشركند! و خون و مال آنها مباح است!! اگر چه أَشْهَدُ أَنْ لا إِلهَ إِلَاّ اللَّهُ وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّه بگويند و اگر چه نماز بخوانند و روزه بگيرند». «٣»
خشونت، يكدندگى و لجاجتى كه از اين گفتار مىبارد بر هيچ كس مخفى نيست، و همچنين جهل و ناآگاهى از مسائل اسلامى و قرآنى.
***