تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣٢
پيدا است: آدم به خاطر اين علوم آفريده شد، و فرزندان آدم اگر بخواهند تكامل پيدا كنند بايد هر چه بيشتر از اين علوم بهره گيرند، تكامل بيشتر هر كدام از آنها نسبت مستقيم با معلومات آنها از اسرار آفرينش دارد.
آرى، قرآن با صراحت تمام عظمت مقام آدم را در اينها مىداند، ولى در «تورات» چنان كه مىخوانيم، سر بيرون رانده شدن آدم از بهشت و گناه بزرگ او را توجه به علم و دانش و دانستن نيك و بد مىداند!.
در فصل دوم «سفر تكوين» از «تورات» آمده است:
«پس خداوند خدا، آدم را از خاك زمينى صورت داد و نسيم حيات را بر دماغش دميد، و آدم، جان زنده شد.
و خداوند خدا، هر درخت خوش نما و به خوردن نيكو، از زمين رويانيد، و هم درخت «حيات» در وسط باغ و درخت «دانستن نيك و بد» را ... و خداوند خدا آدم را امر فرموده گفت: كه از تمامى درختان باغ مختارى كه بخورى، اما از درخت «دانستن نيك و بد» مخور چه در روز خوردنت از آن مستوجب مرگ مىشوى! ...».
و در فصل سوم چنين آمده است:
«و آواز خداوند خدا را شنيدند كه به هنگام نسيم روز در باغ مىخراميد و آدم و زنش خويشتن را از حضور خداوند خدا، در ميان درختان باغ پنهان كردند!! و خداوند خدا آدم را آواز كرده، وى را گفت كه كجائى؟
او ديگر جواب گفت كه آواز تو را در باغ شنيدم و ترسيدم، زيرا كه برهنهام! به جهت آن پنهان شدم!
و خدا به او گفت كه تو را كه گفت كه برهنهاى؟! آيا از درختى كه تو را امر كردم كه نخورى، خوردى؟!.