تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٧١
پذيرفت نقل شده، مىگفت: «من پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله را بهتر از فرزندم مىشناسم»! (أَنَا أَعْلَمُ بِهِ مِنِّى بِابْنِى). «١»
اين آيه، پرده از حقيقت جالبى بر مىدارد و آن اين كه بيان صفات جسمى، روحى و ويژگىهاى پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله در كتب پيشين به قدرى زنده و روشن بوده است كه ترسيم كاملى از او در اذهان كسانى كه با آن كتب، سر و كار داشتهاند مىنمود.
آيا كسى مىتواند احتمال دهد در آن كتب هيچ نامى از پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و نشانى از وى نبوده ولى پيغمبر اسلام با اين صراحت در مقابل چشم آنها بگويد تمام صفات من در كتب شما موجود است؟
آيا اگر چنين بود همه دانشمندان اهل كتاب به مبارزه شديد و صريح بر ضد او بر نمىخاستند؟
و به او نمىگفتند: اين تو و اين كتابهاى ما، در كجاى آن نام و صفات تو ثبت است؟
و آيا ممكن بود حتى يك نفر از علماى آنان در برابر پيامبر اسلام تسليم شود؟!
پس اين گونه آيات، خود دليل بر صدق و حقانيت خودش مىباشد.
***
سپس به عنوان تأكيد بحثهاى گذشته پيرامون تغيير قبله، يا احكام اسلام به طور كلى مىفرمايد: «اين فرمان حقى است كه از سوى پروردگار تو است و هرگز از ترديدكنندگان نباش»! «الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ فَلا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرينَ».