تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤١٢
حريصترند!
آن چنان علاقه به دنيا دارند كه به طمع جمع ثروت بيشتر يا ترس از مجازات «هر يك از آنها دوست دارد هزار سال عمر كند» «يَوَدُّ أَحَدُهُمْ لَوْ يُعَمَّرُ أَلْفَ سَنَةٍ».
آرى، هر يك تمناى عمر هزارساله دارد «ولى اين عمر طولانى او را از عذاب خداوند باز نخواهد داشت» «وَ ما هُوَ بِمُزَحْزِحِهِ مِنَ الْعَذابِ أَنْ يُعَمَّرَ».
و اگر گمان كنند خداوند از اعمالشان آگاه نيست، اشتباه مىكنند «خداوند نسبت به اعمال آنها بصير و بينا است» «وَ اللَّهُ بَصيرٌ بِما يَعْمَلُونَ».
***
نكتهها:
١- «أَلْفَ سَنَةٍ»
البته بايد توجه داشت مقصود از هزار سال، عدد هزار نيست، بلكه كنايه از عمر بسيار طولانى است و به تعبير ديگر عدد «تكثير» است نه تعداد.
بعضى از مفسران مىگويند: عدد هزار در آن زمان بزرگترين عدد نزد عرب بوده، و اعداد بزرگتر از آن نام مخصوصى نداشته است، و لذا رساترين تعبير براى فزونى محسوب مىشده است. «١»
***
٢- «عَلى حَياةٍ»
تعبير به: «عَلى حَياةٍ» (به صورت نكره) به گفته جمعى از مفسران براى تحقير است يعنى آنها آن قدر به زندگى دنيا دل بستهاند كه حتى پستترين زندگى اين جهان را كه در نهايت بدبختى باشد بر سراى آخرت ترجيح