تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١
مفاهيم عالى از طريق زبان عصرى در روح و جان و عقل نسل كنونى است.
و گام ديگر، استنباط نيازها و تقاضاهاى ويژه اين زمان از اصول كلى اسلام مىباشد.
و اين تفسير، بر اساس همين دو هدف نگارش يافته است.
***
* بهتر است كدام تفسير را مطالعه كنيم؟
اين سؤالى است كه بارها از طرف طبقات مختلف- مخصوصاً جوانان پژوهشگر- از ما شده است، آنها كه با عطش توأم با اخلاص، جوياى چشمههاى زلال قرآن و سيراب شدن از اين وحى دستنخورده آسمانى هستند.
بديهى است در سؤال همه آنها اين جمله مستتر بوده و هست، تفسيرى كه بتواند عظمت قرآن را به تحقيق، نه به تقليد، به ما نشان دهد و به نيازها و دردها و مشكلات ما دراين عصر پاسخ گويد.
و در عين حال براى همه طبقات مفيد باشد، اصطلاحات پيچيده علمى، ناهموارىهائى در جادههاى صاف و روشن آن ايجاد نكند.
حقيقت اين است گر چه در زبان فارسى امروز تفسيرهاى ارزنده متعددى داريم اعم از آنچه ميراث بزرگان قدماى ماست، و يا دانشمندان عصر حاضر نوشتهاند، اما بعضى چندين قرن پيش نگارش يافته و نثر مخصوصش، آن را مخصوصِ طبقه دانشمندان و ادبا ساخته، و بعضى در سطحى قرار دارد كه تنها سهم خواص است، و عموم طبقات نمىتوانند از آن استفاده كنند، بعضى تنها به گوشهاى از قرآن پرداخته و همچون دسته گلى است كه از باغى خرّم چيده شود كه نشانهاى از باغ را با خود دارد اما باغ نيست، و همچنين ...
و به اين ترتيب، براى اين سؤال مكرر، پاسخ قانعكنندهاى كه وجدان خود را راحت و روح تشنه پژوهندگان را سيراب كند نمىيافتيم.