تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٣٨
نكتهها:
١- وحدت دعوت انبياء
قرآن كراراً در آيات مختلف اشاره مىكند كه همه پيامبران خدا يك هدف را تعقيب مىكردهاند و هيچ گونه جدائى در ميان آنها نيست؛ زيرا همه از يك منبع، وحى و الهام دريافت مىداشتهاند، لذا به مسلمانان توصيه مىكند، به تمام پيغمبران الهى يكسان احترام بگذارند.
ولى چنان كه گفتيم، اين موضوع مانع از آن نمىشود كه هر آئين جديد كه از طرف خداوند نازل مىگردد آئينهاى گذشته را نسخ كند و آئين اسلام آخرين آئين باشد.
زيرا پيغمبران خدا همانند معلمانى بودند كه هر كدام جامعه بشريت را در يك كلاس پرورش مىدادند، بديهى است دوران تعليم هر يك كه تمام مىشد به دست معلم ديگر، در كلاس بالاتر سپرده مىشدند، و روى اين حساب جامعه بشريت موظف است برنامههاى آخرين پيامبر را كه آخرين مرحله تكامل دين آن عصر است اجرا كند، و اين هرگز مانع حقانيت دعوت ساير پيامبران نخواهد بود.
***
٢- «اسباط» چه كسانى بودند؟
«سِبْط» (بر وزن حفظ) و «سَبْط» (بر وزن ثبت) در اصل به معنى گسترش و توسعه چيزى به آسانى و راحتى است، و گاهى به درخت، «سَبَط» (بر وزن سبد) گفته مىشود، زيرا شاخههاى آن به راحتى گسترده مىگردد، فرزندان و شاخههاى يك فاميل را «سبط» و «اسباط» مىگويند، به خاطر گسترشى كه در نسل پيدا مىشود.