تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٠
آورندگانى». «١»
و نيز «زكريا» به هنگام درخواست فرزندى از خدا كه جانشين و وارث او باشد خدا را با صفت «خَيْرُ الْوارِثين» توصيف مىكند و مىگويد: رَبِّ لاتَذَرْنى فَرْداً وَ أَنْتَ خَيْرُ الْوارِثين: «خداوندا! مرا تنها مگذار كه تو بهترين وارثانى». «٢»
بنابراين در مورد آغاز كارها به هنگامى كه مىخواهيم با نام خداوند شروع كنيم بايد دست به دامن رحمت واسعه او بزنيم، هم رحمت عام و هم رحمت خاصش آيا براى پيشرفت در كارها و پيروزى بر مشكلات، صفتى مناسبتر از اين صفات مىباشد؟!
جالب اين كه نيروئى كه همچون نيروى جاذبه، جنبه عمومى دارد و دلها را به هم پيوند مىدهد همين صفت رحمت است، براى پيوند خلق با خالق نيز از اين صفت رحمت بايد استفاده كرد.
مؤمنان راستين با گفتن بسم اللّه الرحمن الرحيم در آغاز كارها، دل از همه جا بر مىكنند و تنها به خدا دل مىبندند، از او استمداد و يارى مىطلبند، خداوندى كه رحمتش فراگير است، و هيچ موجودى از آن، بىنصيب نيست.
اين درس را نيز از «بسم اللّه» به خوبى مىتوان آموخت كه اساس كار خداوند بر رحمت است و مجازات، جنبه استثنائى دارد كه تا عوامل قاطعى براى آن پيدا نشود تحقق نخواهد يافت، چنان كه در دعا مىخوانيم: يا مَنْ سَبَقَتْ رَحْمَتُهُ غَضَبَه: «اى خدائى كه رحمتت بر غضبت پيشى گرفته است». «٣»
انسانها نيز بايد در برنامه زندگى چنين باشند، اساس و پايه كار را بر رحمت و محبت قرار دهند، و توسل به خشونت را براى مواقع ضرورت بگذارند، قرآن ١١٤ سوره دارد، ١١٣ سوره با «رحمت» آغاز مىشود، تنها سوره «توبه» كه با اعلان جنگ و خشونت آغاز مىشود و بدون «بسم اللّه» است!
***