تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩٣
آن را مشرك و خون و مال او را مباح مىپندارند؟!
اگر اين كار شرك بود چرا يعقوب عليه السلام فرزندان خود را از آن نهى نكرد؟!
ثانياً- هيچ گونه شباهتى ميان «بتپرستان» و «خداپرستان معتقد به شفاعت به اذن اللّه» نيست؛ زيرا بتپرستان، عبادت بتها مىكردند و آنها را شفيع مىدانستند در حالى كه در مورد مسلمانان معتقد به شفاعت، مسأله عبادت شفعاء به هيچ وجه مطرح نيست، بلكه تنها درخواست شفاعت در پيشگاه خدا از آنها مىكنند و همان طور كه خواهيم گفت، در خواست شفاعت هيچ ارتباطى به مسأله عبادت ندارد.
بتپرستان از پرستش خداى يگانه وحشت داشتند و مىگفتند:
«أَ جَعَلَ الآْلِهَةَ إِلهاً واحِداً إِنَّ هذا لَشَيْءٌ عُجابٌ». «١»
بتپرستان بتها را از نظر عبادت در رديف خداوند مىدانستند و مىگفتند:
«تاللَّهِ إِنْ كُنَّا لَفي ضَلالٍ مُبينٍ* إِذْ نُسَوِّيكُمْ بِرَبِّ الْعالَمين». «٢»
بتپرستان همان طور كه تواريخ به روشنى گواهى مىدهد اعتقاد به تأثير بتها در سرنوشت خود داشتند و مبدئيت تأثير براى آنها قائل بودند، در حالى كه مسلمانان معتقد به شفاعت، تمام تأثير را از خدا مىدانند، و براى هيچ موجودى استقلال در تأثير قائل نيستند.
مقايسه اين دو با يكديگر بسيار جاهلانه و دور از منطق است.
اما در مورد دوم بايد ببينيم «عبادت» چيست؟
تفسير عبادت به «هر گونه خضوع و احترام» مفهومش اين است كه هيچ كس براى هيچ كس خضوع و احترامى نكند، و احدى اين نتيجه را نمىپذيرد.
همچنين تفسير آن به «هر گونه درخواست و تقاضا» معنىاش اين است كه