تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٢٤
نمىدانند به آنها بياموزند و آن را كه مىدانند به آنها اطمينان خاطر دهند.
موضوع ديگرى كه در اين رابطه لازم به يادآورى است اين است: نيمى از شخصيت ما را «عقل و خرد» تشكيل مىدهد و نيمى را «غرائز و اميال»، به همين دليل ما به همان اندازه كه نياز به «تعليم» داريم، نياز به «تربيت» هم داريم، هم خرد ما بايد تكامل يابد و هم غرائز درونى ما به سوى هدف صحيحى رهبرى شوند.
لذا پيامبران هم معلماند، هم مربى، هم آموزشدهندهاند و هم پرورشدهنده.
***
٢- «تعليم» مقدم است يا «تربيت»؟
جالب اين كه در چهار مورد از قرآن مجيد كه مسأله تعليم و تربيت به عنوان هدف انبياء با هم ذكر شده است در سه مورد «تربيت» بر «تعليم» مقدم شمرده شده. «١» و تنها در يك مورد «تعليم» بر «تربيت» مقدم شده است (آيه مورد بحث) با اين كه مىدانيم معمولًا تا تعليمى نباشد تربيتى صورت نمىگيرد.
بنابراين آنجا كه تعليم بر تربيت مقدم شده اشاره به وضع طبيعى آن است، و در موارد بيشترى كه تربيت مقدم ذكر شده گويا اشاره به مسأله هدف بودن آن است؛ چرا كه هدف اصلى تربيت است و بقيه همه مقدمه آن است.
***
٣- پيامبرى از ميان خود آنها
اين تعبير كه با كلمه «مِنْهُم» در آيات فوق آمده، اشاره به اين است كه رهبران و مربيان انسان بايد از نوع خود او باشند، با همان صفات و غرائز بشرى، تا