تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٨
جنايت را مأموريتى از سوى خدا براى خود مىپنداشت!
و نيز مىگويند: يكى از سپاهيان «چنگيز» در يكى از شهرهاى مرزى ايران سخنرانى كرده گفت: مگر شما معتقد نيستيد كه خداوند عذاب بر گنهكاران نازل مىكند، ما همان عذاب الهى هستيم پس هيچ گونه مقاومت نكنيد!.
***
٢- اگر اينها قابل هدايت نيستند اصرار پيامبران براى چيست؟
اين سؤال ديگرى است كه در رابطه با آيات فوق در نظر مجسم مىشود، ولى توجه به يك نكته پاسخ آن را روشن مىسازد و آن اين كه مجازات و كيفرهاى الهى هميشه با اعمال و رفتار انسان ارتباط دارد، تنها نمىتوان كسى را به خاطر اين كه قلباً آدم بدى است كيفر نمود، بلكه لازم است ابتدا او را دعوت به سوى حق كنند، اگر تبعيت نكرد و ناپاكى درون را در عملش منعكس ساخت در اين حال مستحق كيفر است، در غير اين صورت مصداق قصاص قبل از جنايت خواهد بود.
اين همان چيزى است كه ما نام آن را «اتمام حجت» مىگذاريم.
به طور خلاصه: جزا و پاداش عمل، حتماً بايد پس از انجام عمل باشد، و تنها تصميم، يا آمادگى و زمينههاى روحى و فكرى براى اين كار كافى نيست.
به علاوه پيامبران فقط براى هدايت اينها نيامدهاند، اينها در اقليتاند، اكثريت تودههاى گمراه كسانى هستند كه تحت تعليم و تربيت صحيح قابل هدايت مىباشند.
***
٣- مهر نهادن بر دلها
در آيات فوق و بسيارى ديگر از آيات قرآن براى بيان سلب حس تشخيص