تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩٠
حال نهى كرده است كه از او شفاعت بطلبيم! و گفته است: «فَلاتَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَداً».
به علاوه مقام شفاعت منحصر به پيامبر صلى الله عليه و آله نيست، فرشتگان و دوستان خدا نيز اين مقام را دارند، آيا مىتوانيم از آنها نيز درخواست شفاعت كنيم؟
اگر كسى چنين بگويد، پرستش و عبادت بندگان صالح خدا را كرده است»!. «١»
و نيز نامبرده در رساله «اربع قواعد» سخنى دارد كه خلاصهاش اين است:
رهائى از شرك، تنها به شناسائى چهار قاعده ممكن است:
١- كفارى كه پيامبر صلى الله عليه و آله با آنها نبرد كرد اقرار داشتند به اين كه:
خداوند خالق، رازق و تدبيركننده جهان هستى است چنان كه قرآن مىگويد:
«قُلْ مَنْ يَرْزُقُكُمْ مِنَ السَّماءِ وَ الأَرْضِ ... وَ مَنْ يُدَبِّرُ الأَمْرَ فَسَيَقُولُونَ اللَّه» «٢»
ولى اين اقرار و اعتراف هرگز آنها را در زمره مسلمانان قرار نداد.
٢- آنها مىگفتند: توجه ما به بتها و عبادت ما از آنها تنها به خاطر طلب قرب و شفاعت مىباشد، «وَ يَقُولُونَ هؤُلاءِ شُفَعاؤُنا عِنْدَ اللَّه». «٣»
٣- پيامبر صلى الله عليه و آله تمام كسانى را كه عبادت غير خدا مىكردند محكوم ساخت، اعم از آنها كه عبادت فرشتگان و انبياء و صالحين مىكردند يا آنها كه اشجار و احجار و خورشيد و ماه را مىپرستيدند و هيچ گونه تفاوتى در ميان آنها قائل نشد.
٤- مشركان عصر ما، در مسير شرك از مشركان زمان جاهليت بدترند!؛ زيرا آنها به هنگام آرامش، عبادت بتها مىكردند ولى در شدت و سختى به مقتضاى: