تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٤٨
احتياجى به نسخ و تغيير نداشت؟
پاسخ اين سؤال را دانشمندان اسلام از قديم در كتب خود آوردهاند، و حاصل آن با توضيحى از ما چنين است:
مىدانيم نيازهاى انسان گاه با تغيير زمان و شرائط محيط دگرگون مىشود، و گاه ثابت و بر قرار است، يك روز برنامهاى ضامن سعادت او است، ولى روز ديگر ممكن است بر اثر دگرگونى شرائط همان برنامه سنگ راه او باشد.
يك روز داروئى براى بيمار فوق العاده مفيد است و طبيب به آن دستور مىدهد.
اما روز ديگر به خاطر بهبودى نسبى بيمار، ممكن است اين دارو حتى زيانبار باشد، لذا دستور قطع آن و جانشين ساختن داروى ديگر را مىدهد.
ممكن است درسى در اين سال براى دانشآموزى سازنده باشد، اما همين درس براى سال آينده بىفايده، معلم آگاه بايد برنامه را آن چنان تنظيم كند كه سال به سال، دروس مورد نياز شاگردان تدريس شود.
اين مسأله مخصوصاً با توجه به قانون تكامل انسان و جامعهها روشنتر مىگردد، كه در روند تكاملى انسانها گاه برنامهاى مفيد و سازنده است و گاه زيانبار و لازم التغيير، به خصوص در هنگام شروع انقلابهاى اجتماعى و عقيدتى، لزوم دگرگونى برنامهها در مقطعهاى مختلف زمانى روشنتر به نظر مىرسد.
البته نبايد فراموش كرد اصول احكام الهى كه پايههاى اساسى را تشكيل مىدهد در همه جا يكسان است، هرگز اصل توحيد يا عدالت اجتماعى و صدها حكم مانند آن، دگرگون نمىشود، تغيير در مسائل كوچكتر و دست دوم است.