تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣
و اما اين كه: بعضى احتمال دادهاند «بسم اللّه» آيه مستقلى باشد كه جزء قرآن است اما جزء سورهها نيست، احتمال بسيار سست و ضعيفى به نظر مىرسد؛ زيرا مفهوم و محتواى بسم اللّه نشان مىدهد براى ابتدا و آغاز كارى است، نه اين كه خود يك مفهوم و معنى جدا و مستقل داشته باشد، در حقيقت اين جمود و تعصب شديد است كه ما بخواهيم براى ايستادن روى حرف خود هر احتمالى را مطرح كنيم و آيهاى همچون «بسم اللّه» را كه مضمونش فرياد مىزند سر آغازى است براى بحثهاى بعد از آن، آيه مستقل و بريده از ما قبل بعد بپنداريم.
تنها ايراد قابل ملاحظهاى كه مخالفان در اين رابطه دارند اين است كه مىگويند: در شمارش آيات سورههاى قرآن (به جز سوره حمد) معمولًا «بسم اللّه» را يك آيه حساب نمىكنند، بلكه آيه نخست را بعد از آن قرار مىدهند.
پاسخ اين سؤال را «فخر رازى» در تفسير «كبير» به روشنى داده است، او مىگويد: هيچ مانعى ندارد كه «بسم اللّه» در سوره «حمد» به تنهائى يك آيه باشد و در سورههاى ديگر قرآن جزئى از آيه اول محسوب گردد (بنابراين مثلًا در سوره كوثر «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ إِنَّا أَعْطَيْناكَ الْكَوْثَر» همه يك آيه محسوب مىشود).
به هر حال مسأله آن قدر روشن است كه مىگويند: يك روز «معاويه» در دوران حكومتش در نماز جماعت «بسم اللّه» را نگفت، بعد از نماز جمعى از مهاجران و انصار فرياد زدند: أَسَرَقْتَ أَمْ نَسِيْتَ؟: «آيا بسم اللّه را دزديدى يا فراموش كردى»؟ «١»
***