تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٦٨
مىدادند.
در كتاب «اسباب النزول» آمده است: گروهى از يهود هنگامى كه از طور باز گشتند، به مردم گفتند: «ما شنيديم كه خداوند به موسى عليه السلام دستور داد فرمانهاى مرا تا آنجا كه مىتوانيد انجام دهيد، و آنجا كه نمىتوانيد ترك كنيد»! و اين نخستين تحريف بود.
به هر حال، در ابتداى ظهور پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله انتظار مىرفت قوم يهود پيش از ديگران به نداى اسلام لبيك گويند چرا كه آنها اهل كتاب بودند (بخلاف مشركان) به علاوه، صفات پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله را نيز در كتابهاى خود خوانده بودند ولى قرآن مىگويد: با سابقه بدى كه آنها دارند انتظار شما مورد ندارد؛ چرا كه گاهى صفات و روحيات انحرافى يك جمعيت، سبب مىشود با تمام نزديكى به حق از آن دور گردند.
***
آيه بعد، پرده از روى حقيقت تلخ ديگرى پيرامون اين جمعيت حيلهگر و منافق بر مىدارد، مىگويد: «پاكدلانِ آنها، هنگامى كه مؤمنان را ملاقات مىكنند اظهار ايمان مىنمايند» (و صفات پيامبر را كه در كتبشان آمده است خبر مىدهند) «وَ إِذا لَقُوا الَّذينَ آمَنُوا قالُوا آمَنَّا».
«اما در پنهانى و خلوت، جمعى از آنها مىگويند: چرا مطالبى را كه خداوند در تورات براى شما بيان كرده به مسلمانان مىگوئيد»؟ «وَ إِذا خَلا بَعْضُهُمْ إِلى بَعْضٍ قالُوا أَ تُحَدِّثُونَهُمْ بِما فَتَحَ اللَّهُ عَلَيْكُمْ».
«تا در قيامت در پيشگاه خدا بر ضد شما به آن استدلال كنند، آيا نمىفهميد»؟ «لِيُحَاجُّوكُمْ بِهِ عِنْدَ رَبِّكُمْ أَ فَلا تَعْقِلُونَ».
اين احتمال، در تفسير آيه نيز وجود دارد كه آغاز آيه از منافقان يهود سخن