تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٧٦
١١٦ وَ قالُوا اتَّخَذَ اللَّهُ وَلَداً سُبْحانَهُ بَلْ لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ الأَرْضِ كُلٌّ لَهُ قانِتُونَ
١١٧ بَديعُ السَّماواتِ وَ الأَرْضِ وَ إِذا قَضى أَمْراً فَإِنَّما يَقُولُ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ
ترجمه:
١١٦- و (يهود و نصارى و مشركان) گفتند: «خداوند، فرزندى براى خود انتخاب كرده است»!- منزه است او- بلكه آنچه در آسمانها و زمين است، از آنِ اوست؛ و همه در برابر او خاضعند!
١١٧- هستىبخش آسمانها و زمين اوست! و هنگامى كه فرمان وجود چيزى را صادر كند، تنها مىگويد: «موجود باش!» و آن، فورى موجود مىشود.
تفسير:
خرافات يهود و نصارى و مشركان
اين عقيده خرافى كه خداوند داراى فرزندى است هم مورد قبول مسيحيان است، هم گروهى از يهود، و هم مشركان، هر سه طايفه معتقد بودند: خداوند فرزندى براى خود انتخاب كرده است.
در آيه ٣٠ سوره «توبه» مىخوانيم: وَ قالَتِ الْيَهُودُ عُزَيْرٌ ابْنُ اللَّهِ وَ قالَتِ النَّصارى الْمَسيحُ ابْنُ اللَّهِ ذلِكَ قَوْلُهُمْ بِأَفْواهِهِمْ يُضاهِؤُنَ قَوْلَ الَّذينَ كَفَرُوا مِنْ قَبْلُ قاتَلَهُمُ اللَّهُ أَنَّى يُؤْفَكُون: «يهود گفتند: عزير پسر خدا است، و نصارى گفتند: مسيح فرزند خدا است، اين سخنى است كه با زبان خود مىگويند كه همانند گفتار كافران پيشين است، خدا آنها را بكشد، چگونه دروغ مىگويند»؟!