تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣٥
انسان و يا جن و يا جنبندگان ديگر، و به معنى روح شرير و دور از حق، نيز آمده است، كه در حقيقت همه اينها به يك قدر مشترك بازگشت مىكنند.
بايد دانست «شيطان» اسم عام (اسم جنس) است، در حالى كه «ابليس» اسم خاص (عَلَم) مىباشد، و به عبارت ديگر «شيطان» به هر موجود موذى و منحرف كننده و طاغى و سركش، خواه انسانى يا غير انسانى مىگويند، و ابليس نام آن شيطان است كه آدم را فريب داد و اكنون هم با لشكر و جنود خود در كمين آدميان است.
از موارد استعمال اين كلمه در قرآن نيز بر مىآيد كه «شيطان» به موجود موذى و مضرّ گفته مىشود، موجودى كه از راه راست بر كنار بوده و در صدد آزار ديگران است، موجودى كه سعى مىكند ايجاد دودستگى نمايد، و اختلاف و فساد به راه اندازد، چنان كه مىخوانيم:
إِنَّما يُريدُ الشَّيْطانُ أَنْ يُوقِعَ بَيْنَكُمُ الْعَداوَةَ وَ الْبَغْضاءَ ...: «شيطان مىخواهد بين شما دشمنى و بغض و كينه ايجاد كند ...». «١»
با توجه به اين كه كلمه «يُرِيْدُ» فعل مضارع است و دلالت بر استمرار دارد حاكى از اين معنى است كه اين اراده، اراده هميشگى شيطان است.
و از طرفى مىبينيم در قرآن نيز شيطان به موجود خاصى اطلاق نشده، بلكه حتى به انسانهاى شرور و مفسد نيز اطلاق گرديده است. آنجا كه مىخوانيم:
وَ كَذلِكَ جَعَلْنا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوّاً شَياطينَ الإِنْسِ وَ الْجِنّ: «بدين گونه ما براى هر پيامبرى دشمنى از شيطانهاى انسانى و يا جن قرار داديم». «٢»
و اين كه: به ابليس هم شيطان اطلاق شده به خاطر فساد و شرارتى است كه در او وجود دارد.