تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧١٤
«قوم يهود غالباً در موقعى كه فرصت يافته مىخواستند اظهار عجز و تواضع در حضور خدا نمايند روزه مىداشتند تا به گناهان خود اعتراف نموده به واسطه روزه و توبه، رضاى حضرت اقدس الهى را تحصيل نمايند». «١»
«روزه اعظم با كفاره، محتمل است كه فقط روزه يك روز ساليانه مخصوص بود كه در ميان طائفه يهود مرسوم بود. البته روزههاى موقتى ديگر نيز از براى يادگارى خرابى اورشليم و غيره مىداشتند». «٢»
حضرت مسيح عليه السلام نيز چنان كه از «انجيل» استفاده مىشود چهل روز روزه داشته مىنويسد: «آنگاه عيسى به دست روح به بيابان برده شد تا ابليس او را تجربه نمايد و چون چهل شبانه روز روزه داشت آخر گرسنه گرديد». «٣»
و نيز از «انجيل لوقا» بر مىآيد كه «حواريون» مسيح در بعضى از اوقات مجاز به گرفتن روزه گرديدهاند. «٤»
باز در «قاموس كتاب مقدس» آمده است: «بنابراين حيات حواريون و مؤمنين ايام گذشته، عمرى مملوّ از انكار لذات و زحمات بىشمار و روزهدارى بود». «٥»
به اين ترتيب، اگر قرآن مىگويد كما كُتِبَ عَلَى الَّذينَ مِنْ قَبْلِكُم «همان گونه كه بر پيشينيان نوشته شد» شواهد تاريخى فراوانى دارد كه در منابع مذاهب ديگر- حتى بعد از تحريف- به چشم مىخورد.
***
٣- امتياز ماه مبارك رمضان
اين كه ماه «رمضان» براى روزه گرفتن انتخاب شده به خاطر اين است كه