تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٧١
عوام يهود كه تا آن زمان كم و بيش صفات واقعى او را شنيده بودند، از علماى خود مىپرسيدند: آيا اين همان پيامبر موعود نيست كه بشارت ظهور او را مىداديد؟
آنها آيات تحريف شده «تورات» را بر آنها مىخواندند تا به اين وسيله قانع شوند. «١»
***
تفسير:
نقشههاى يهود براى استثمار عوام!
در تعقيب آيات گذشته پيرامون خلافكارىهاى يهود، آيات مورد بحث، جمعيت آنها را به دو گروه مشخص تقسيم مىكند: «عوام» و «دانشمندان حيلهگر» (البته اقليتى از دانشمندان آنها بودند كه ايمان آوردند، حق را پذيرا شدند و به صفوف مسلمانان پيوستند).
مىگويد: «گروهى از آنها افرادى هستند كه از دانش بهرهاى ندارند، و از كتاب خدا جز يك مشت خيالات و آرزوها نمىدانند، و تنها به پندارهايشان دل بستهاند» «وَ مِنْهُمْ أُمِّيُّونَ لايَعْلَمُونَ الْكِتابَ إِلَّا أَمانِيَّ وَ إِنْ هُمْ إِلَّا يَظُنُّونَ».
«أُمِّيُّون» جمع «امّى» در اينجا به معنى «درس نخوانده» است، يعنى به همان حالتى كه از مادر متولد شده باقى مانده و مكتب و استادى را نديده است، و يا به خاطر اين كه جمعى از مادران روى علاقههاى جاهلانه فرزندان خود را از خود جدا نمىكردند و اجازه نمىدادند به مكتب بروند. «٢»