تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٥٥
دشمنان نيز ميدان وسيعى براى سمپاشى يافتند، شايد مىگفتند: او در آغاز متوجه قبله پيامبران گذشته شد، اما پس از پيروزىهايش نژادپرستى بر او غلبه نمود و آن را به قبله قوم خود تبديل كرد!
يا مىگفتند: او براى جلب توجه يهود و مسيحيان، نخست «بيت المقدس» را پذيرفت، هنگامى كه مؤثر نيفتاد آن را تبديل به «كعبه» كرد.
بديهى است اين وسوسهها آن هم در جامعهاى كه هنوز نور علم و ايمان زوايايش را روشن نساخته بود، و رسوبات دوران شرك و بتپرستى هنوز در آن وجود داشت، چه نگرانى و اضطرابى ايجاد مىكند.
لذا قرآن صريحاً در آيه فوق، مىگويد: اين يك آزمايش بزرگ براى مشخص شدن موضع مؤمنان و مشركان بود.
بعيد نيست يكى از علل مهم تغيير قبله مسأله زير باشد:
از آنجا كه خانه كعبه در آن زمان كانون بتهاى مشركان بود، دستور داده شد مسلمانان موقتاً به سوى بيت المقدس نماز بخوانند و به اين ترتيب صفوف خود را از مشركان جدا كنند.
اما هنگامى كه به «مدينه» هجرت كردند و تشكيل حكومت و ملتى دادند و صفوف آنها از ديگران كاملًا مشخص شد، ديگر ادامه اين وضع ضرورت نداشت در اين هنگام، به سوى «كعبه» قديمىترين مركز توحيد و پرسابقهترين كانون انبياء باز گشتند.
روشن است هم نماز خواندن به سوى بيت المقدس براى آنها كه خانه كعبه را سرمايه معنوى نژاد خود مىدانستند مشكل بود، و هم بازگشت به سوى كعبه بعد از بيت المقدس بعد از عادت كردن به قبله نخست.
مسلمانان به اين وسيله، در بوته آزمايش قرار گرفتند، تا آنچه از آثار شرك