تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٩٢
٢- حدود جلب رضايت دشمن
درست است كه انسان بايد با نيروى جاذبه اخلاق، دشمنان را به سوى حق دعوت كند، ولى اين در مقابل افراد انعطافپذير است، اما كسانى كه هرگز تسليم حرف حق نيستند، نبايد در فكر جلب رضايت آنها بود، اينجا است كه اگر ايمان نياوردند بايد گفت: به جهنم! و بيهوده نبايد وقت صرف آنها كرد.
***
٣- هدايت، تنها هدايت الهى است
از آيات فوق ضمناً اين حقيقت استفاده مىشود: تنها قانونى كه مىتواند مايه نجات انسانها گردد قانون و هدايت الهى است؛ چرا كه علم بشر هر قدر تكامل يابد، باز آميخته به جهل و شك و نارسائى در جهات مختلف است، و هدايتى كه در پرتو چنين علم ناقصى پيدا شود، هدايت مطلق نخواهد بود، تنها كسى مىتواند برنامه «هدايت مطلق» را رهبرى كند كه داراى «علم مطلق» و خالى از جهل و نارسائى باشد و او تنها خدا است.
***
٤- حق تلاوت چيست؟
اين تعبير، تعبير پر معنائى است و خط روشنى براى ما در برابر قرآن مجيد و كتب آسمانى مشخص مىسازد؛ چرا كه مردم در برابر اين آيات الهى چند گروهند:
گروهى تمام اصرارشان بر اداى الفاظ و حروف از مخارج آن است آنها دائماً در فكر وقف و وصل و حروف يرملون و شدّ و مدّند و كمترين اهميتى به محتوا و معنى نمىدهند، چه رسد به عمل كردن به آن، به گفته قرآن اينها همانند حيوانى هستند كه كتابهائى بر او حمل شده باشد (كَمَثَلِ الْحِمارِ يَحْمِلُ