تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٦٠
اما دلهاى شما از اين سنگها نيز سختتر است، نه چشمه عواطف و علمى از آن مىجوشد، نه قطرات محبتى از آن تراوش مىكند، و نه هرگز از خوف خدا مىطپد.
و در آخرين جمله مىفرمايد: «خداوند از آنچه انجام مىدهيد غافل نيست» «وَ مَا اللَّهُ بِغافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ».
و اين تهديدى است سربسته براى اين جمعيت بنى اسرائيل و تمام كسانى كه خط آنها را ادامه مىدهند.
***
نكتهها:
١- پرسشهاى فراوان و بيجا
بدون شك «سؤال» كليد حل مشكلات و بر طرف ساختن جهل و نادانى است، اما مانند هر چيز اگر از حد و معيار خود تجاوز كند، و يا بىمورد انجام گيرد، دليل انحراف و موجب زيان است، همان گونه كه نمونهاش را در اين داستان مشاهده كرديم.
بنى اسرائيل مأمور بودند گاوى را ذبح كنند، بدون شك اگر قيد و شرط خاصى مىداشت تأخير بيان از وقت حاجت ممكن نبود، و خداوند حكيم در همان لحظه كه به آنها امر كرد بيان مىفرمود، بنابراين وظيفه آنها در اين زمينه قيد و شرطى نداشته، و لذا «بقره» به صورت «نكره» ذكر شده است.
ولى آنها بىاعتنا به اين اصل مسلّم، شروع به سؤالات گوناگون كردند، شايد براى اين كه مىخواستند حقيقت، لوث گردد و قاتل معلوم نشود، و اين اختلاف همچنان ميان بنى اسرائيل ادامه يابد، جمله «فَذَبَحُوها وَ ما كادُوا يَفْعَلُونَ» نيز اشاره به همين معنى است، مىگويد: آنها گاو را ذبح كردند ولى نمىخواستند اين