تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢٢
گويا با تاريخ آنها همراه است- اشاره كرده، مىگويد: «آيا چنين نيست كه هر بار آنان پيمانى با خدا و پيامبر بستند، جمعى از آنها آن را دور افكندند و با آن مخالفت كردند»؟! «أَ وَ كُلَّما عاهَدُوا عَهْداً نَبَذَهُ فَريقٌ مِنْهُمْ».
«آرى اكثرشان ايمان نمىآورند» «بَلْ أَكْثَرُهُمْ لايُؤْمِنُونَ».
خداوند از آنها در «كوه طور» پيمان گرفت كه به فرمانهاى «تورات» عمل كنند ولى سر انجام اين پيمان را شكستند و فرمان او را زير پا گذاردند.
و نيز از آنها پيمان گرفته شده بود كه به پيامبر موعود (پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله كه بشارت آمدنش در «تورات» داده شده بود) ايمان بياورند به اين پيمان نيز عمل نكردند.
يهود «بنى نضير» و «بنى قريظه» هنگام ورود پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله به «مدينه» نيز با او پيمان بستند كه لا اقل به دشمنانش كمك نكنند، ولى عاقبت، اين پيمان را هم شكستند و در جنگ «احزاب» با مشركان «مكّه» بر ضد اسلام همكارى كردند.
اساساً اين شيوه ديرينه اكثريت يهود است كه به عهد خويش پايبند نيستند و هم اكنون نيز به روشنى مىبينيم: هر گاه منافع صهيونيستها و اسرائيل غاصب به خطر بيفتد، تمام عهدنامههاى خصوصى و جهانى را زير پا گذارده، و با بهانههاى واهى، همه را به دست فراموشى مىسپارند.
***
آخرين آيه مورد بحث، تأكيد صريحتر و گوياترى روى همين موضوع دارد مىگويد: «هنگامى كه فرستادهاى از سوى خدا به سراغ آنها آمد و با نشانههائى كه نزد آنها بود، مطابقت داشت، جمعى از آنان كه داراى كتاب بودند كتاب الهى را پشت سر افكندند، آن چنان كه گوئى اصلًا از آن خبر ندارند» «وَ لَمَّا جاءَهُمْ رَسُولٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُصَدِّقٌ لِما مَعَهُمْ نَبَذَ فَريقٌ مِنَ الَّذينَ أُوتُوا الْكِتابَ كِتابَ اللَّهِ وَراءَ ظُهُورِهِمْ كَأَنَّهُمْ لايَعْلَمُونَ».