تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣٩
پروردگار شد، توجهى آميخته با كوهى از ندامت و حسرت.
لطف خدا نيز در اين موقع به يارى او شتافت و چنان كه قرآن در آيات فوق مىگويد: «آدم از پروردگار خود كلماتى دريافت داشت، سخنانى مؤثر و دگرگون كننده، و با آن توبه كرد و خدا نيز توبه او را پذيرفت» «فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِماتٍ فَتابَ عَلَيْهِ».
«چرا كه او تواب و رحيم است» «إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحيمُ».
«توبه» در اصل به معنى «بازگشت» است، و در لسان قرآن به معنى بازگشت از گناه مىآيد، اين در صورتى است كه به شخص گنهكار نسبت داده شود، ولى گاه اين كلمه به خدا نسبت داده مىشود، در آنجا به معنى بازگشت به رحمت است، يعنى رحمتى را كه به خاطر ارتكاب گناه، از بنده سلب كرده بود بعد از بازگشت او به خط اطاعت و بندگى به او باز گرداند، و به همين جهت در مورد خدا تعبير به «توّاب» (بسيار بازگشت كننده به رحمت) مىشود.
و به تعبير ديگر «توبه» لفظى است مشترك، ميان خدا و بندگان، هنگامى كه بندگان به آن توصيف شوند مفهومش اين است كه به سوى خدا بازگشتهاند زيرا هر گنهكارى در حقيقت از پروردگارش فرار كرده، هنگامى كه توبه مىكند به سوى او باز مىگردد.
خداوند، نيز در حالت عصيان بندگان، گوئى از آنها روىگردان مىشود، هنگامى كه خداوند به توبه توصيف مىشود، مفهومش اين است كه نظر لطف و رحمت و محبتش را به آنها باز مىگرداند. «١»
درست است كه آدم عليه السلام در حقيقت كار حرامى انجام نداده بود، ولى همين