تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٤
در اين كه آيا ايمان به غيب در اينجا تنها اشاره به ايمان به ذات پاك پروردگار است، و يا غيب در اينجا مفهوم وسيعى دارد كه عالم وحى و رستاخيز و جهان فرشتگان و به طور كلى آنچه ماوراى حس است شامل مىشود، در ميان مفسران بحث است.
از آنچه در بالا گفتيم كه: ايمان به جهان ماوراء حس، نخستين نقطه جدائى مؤمنان از كافران است روشن مىشود كه: غيب در اينجا داراى همان مفهوم وسيع كلمه مىباشد، به علاوه، تعبير آيه مطلق است، و هيچ گونه قيدى در آن وجود ندارد كه به معنى خاصى محدودش كنيم.
و اگر مىبينيم در بعضى از روايات اهلبيت عليهم السلام «١» غيب در آيه فوق تفسير به «امام غائب حضرت مهدى» عليه السلام شده كه به عقيده ما هم اكنون زنده است و از ديدهها پنهان مىباشد، منافاتى با آنچه در بالا گفتيم ندارد؛ زيرا رواياتى كه در تفسير آيات وارد شده و نمونههاى فراوانى از آن را بعداً ملاحظه خواهيد كرد، غالباً مصداقهاى خاصى را بيان مىكند، بى آن كه به آن مصداق محدود باشد، روايات فوق، در حقيقت مىخواهد وسعت معنى ايمان به غيب و شمول آن را حتى نسبت به امام غائب عليه السلام مجسم كند، حتى مىتوان گفت ايمان به غيب معنى وسيعى دارد كه ممكن است با گذشت زمان حتى مصداقهاى تازهاى پيدا كند.
٢- ارتباط با خدا
جمله دوم آيه ويژگى ديگر پرهيزگاران را بر پا داشتن نماز مىشمارد.
«نماز» كه رمز ارتباط با خدا است، مؤمنانى را كه به جهان ماوراء طبيعت راه يافتهاند در يك رابطه دائمى و هميشگى با آن مبدأ بزرگ آفرينش نگه مىدارد آنها تنها در برابر خدا سر تعظيم خم مىكنند، و تنها تسليم آفريننده بزرگ جهان