تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩٢
مكتب آنها به دست فراموشى سپرده نشود.
در سوره «مؤمنون» آيه ٤٤ مىخوانيم: ثُمَّ أَرْسَلْنا رُسُلَنا تَتْرا كُلَّ ما جاءَ أُمَّةً رَسُولُها كَذَّبُوهُ فَأَتْبَعْنا بَعْضَهُمْ بَعْضاً: «سپس رسولان خود را پى در پى فرستاديم هر زمان رسولى به سراغ امتى مىآمد او را تكذيب مىكردند، و ما آنها را يكى پس از ديگرى قرار مىداديم».
در «نهج البلاغه»، آنجا كه هدف بعثت پيامبران را تشريح مىكند همين حقيقت بازگو شده است: فَبَعَثَ فِيهِمْ رُسُلَهُ وَ واتَرَ إِلَيْهِمْ أَنْبِيائَهُ لِيَسْتأْدُوهُمْ مِيثاقَ فِطْرَتِهِ وَ يُذَكِّرُوهُمْ مَنْسِيَّ نِعْمَتِهِ وَ يَحْتَجُّوا عَلَيْهِمْ بِالتَّبْلِيغِ وَ يُثِيرُوا لَهُمْ دَفائِنَ الْعُقُول: «خداوند رسولان خويش را به سوى آنها مبعوث كرد، و انبياى خويش را به سوى آنان گسيل داشت، تا اين كه از مردم اداى پيمان فطرى آنها را طلب نمايند، و نعمتهاى فراموش شده او را يادآور شوند، با تبليغات، حجت را بر مردم تمام كنند و گنجينههاى نهفته عقلها را در پرتو تعليماتشان آشكار سازند». «١»
بنابراين، آمدن پيامبران الهى در اعصار و قرون مختلف براى يادآورى نعمتهاى او، و درخواست اداى پيمان فطرت و تجديد دعوتها و تبليغات پيامبران پيشين بوده است، تا زحمات آنان و برنامههاى اصلاحيشان متروك نگردد و فراموش نشود.
و اما اين كه چگونه پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله خاتم پيامبران است؟ و چرا بعد از او نياز به پيامبرى نيست، به خواست خدا ذيل آيه ٤٠ سوره «احزاب» بحث خواهد شد.
***