تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٩٣
خداوند كه نماز مظهر آن است و ديگرى مسأله خود يارى و اتكاى به نفس كه به عنوان صبر از آن ياد شده است.
***
به دنبال مسأله صبر و پايدارى، در آيه بعد، سخن از حيات جاويدان شهيدان مىگويد كه پيوند نزديكى با استقامت و صبرشان دارد.
نخست مىفرمايد: «هرگز به آنها كه در راه خدا كشته مىشوند و شربت شهادت مىنوشند مرده مگوئيد»! «وَ لاتَقُولُوا لِمَنْ يُقْتَلُ في سَبيلِ اللَّهِ أَمْواتٌ».
سپس براى تأكيد بيشتر اضافه مىكند: «بلكه آنها زندگانند، اما شما درك نمىكنيد»! «بَلْ أَحْياءٌ وَ لكِنْ لاتَشْعُرُونَ».
اصولًا در هر نهضتى گروهى راحت طلب و ترسو خود را كنار مىكشند و علاوه بر اين كه خودشان كارى انجام نمىدهند، سعى در دلسرد كردن ديگران دارند همين كه حادثه ناگوارى رخ مىدهد، اظهار تأسف مىكنند و آن را دليل بر بى نتيجه بودن آن قيام مىپندارند، غافل از اين كه هيچ هدف مقدس و گرانبهائى بدون دادن قربانى يا قربانىها به دست نيامده و اين يكى از سنن اين جهان است.
قرآن كريم كراراً از اين دسته سخن به ميان آورده و آنها را سخت سرزنش مىكند.
گروهى از اين قماش مردم، در آغاز اسلام بودند كه، هر گاه كسى از مسلمانان در ميدان جهاد به افتخار شهادت نائل مىآمد مىگفتند: فلانى مرد! و با اظهار تأسف از مردنش، ديگران را مضطرب مىساختند.
خداوند در پاسخ اين گفتههاى مسموم پرده از روى يك حقيقت بزرگ بر مىدارد و با صراحت مىگويد: شما حق نداريد كسانى را كه در راه خدا جان