تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٥٩
نكته:
بتپرستى در شكلهاى مختلف
در اينجا توجه به اين حقيقت لازم است كه قرار دادن شريك براى خدا تنها، منحصر به ساختن بتهاى سنگى و چوبى و يا از آن فراتر، انسانى همچون مسيح عليه السلام را يكى از خدايان سهگانه دانستن، نيست، بلكه معنى وسيعى دارد، صورتهاى مخفىتر و پنهانتر را نيز شامل مىشود، به طور كلى هر چه را در رديف خدا در زندگى مؤثر دانستن يك نوع شرك است.
«ابن عباس» در اينجا تعبير جالبى دارد مىگويد: أَلأَنْدادُ هُوَ الشِّرْكُ أَخْفى مِنْ دَبِيْبِ النَّمْلِ عَلى صَفاةٍ سَوْداءَ فِى ظُلْمَةِ اللَّيْلِ، وَ هُوَ أَنْ يَقولَ وَ اللَّهِ وَ حَياتِكَ يا فُلانُ وَ حَياتِى! وَ يَقُولُ لَولا كَلْبَةٌ هذا لَا تانَا اللُّصُوصَ البَّارِحَةَ! ... وَ قَوْلُ الَّرجُلِ لِصاحِبِهِ ما شاءَ اللَّهُ وَ شِئْتَ ... هذا كُلُّهُ بِهِ شِرْكٌ:
«انداد، همان شرك است كه گاهى پنهانتر است از حركت مورچه بر سنگ سياه در شب تاريك، از جمله اين كه انسان بگويد: به خدا سوگند، به جان تو سوگند، به جان خودم سوگند (يعنى خدا و جان خود و جان دوستش را در يك رديف قرار بدهد) و بگويد اين سگ اگر ديشب نبود دزدان آمده بودند! (پس نجات دهنده ما از دزدان اين سگ است) يا به دوستش بگويد: هر چه خدا بخواهد و تو بخواهى، همه اينها بوئى از شرك مىدهد». «١»
و در حديثى مىخوانيم: مردى در برابر پيامبر صلى الله عليه و آله همين جمله را گفت: ما شاءَ اللَّهُ وَ شِئْتَ: «هر چه خدا بخواهد و تو بخواهى».