تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥
بخشى در زمينه معاد و رستاخيز سخن مىگويد.
و بخشى از هدايت و ضلالت، كه خط فاصل مؤمنان و كافران است سخن مىگويد.
و نيز در آن اشارهاى است به حاكميت مطلق پروردگار و مقام ربوبيت و نعمتهاى بىپايانش كه به دو بخش عمومى و خصوصى (بخش رحمانيت و رحيميت) تقسيم مىگردد.
و همچنين اشاره به مساله عبادت و بندگى و اختصاص آن به ذات پاك او شده است.
در حقيقت هم بيانگر توحيد ذات است، هم توحيد صفات، هم توحيد افعال، و هم توحيد عبادت.
و به تعبير ديگر اين سوره، مراحل سهگانه ايمان: اعتقاد به قلب، اقرار به زبان، و عمل به اركان را در بر دارد، و مىدانيم «أُمّ» به معنى اساس و ريشه است.
شايد به همين دليل است كه «ابن عباس» مفسر معروف اسلامى مىگويد:
إِنَّ لِكُلِّ شَىْءٍ أَساساً ... وَ أَساسُ الْقُرْآنِ الفاتِحَةُ:
«هر چيزى اساس و شالودهاى دارد ... و اساس و زير بناى قرآن، سوره حمد است». «١»
روى همين جهات است كه در فضيلت اين سوره از پيامبر صلى الله عليه و آله نقل شد: أَيُّما مُسْلِمٍ قَرَأَ فاتِحَةَ الْكِتابِ أُعْطِيَ مِنَ الأَجْرِ كَأَنَّما قَرَأَ ثُلُثَيِ الْقُرْآنِ وَ أُعْطِيَ مِنَ الأَجْرِ كَأَنَّما تَصَدَّقَ عَلى كُلِّ مُؤْمِنٍ وَ مُؤْمِنَة: