تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣١٦
كه در حواشى بيابانِ تيهْ، كوهستانها و سنگلاخهائى وجود داشته كه نمونههاى فراوانى از عسل طبيعى در آن به چشم مىخورده است.
اين تفسير، به وسيله تفسيرى كه بر «عهدين» (تورات و انجيل نوشته شده) تأئيد مىشود آنجا كه مىخوانيم: «اراضى مقدسه به كثرت انواع گلها و شكوفهها معروف است، و بدين لحاظ است كه جماعت زنبوران همواره در شكاف سنگها و شاخ درختان و خانههاى مردم مىنشينند، به طورى كه فقيرترين مردم عسل را مىتوانند خورد». «١»
در مورد «سَلْوى» گر چه بعضى از مفسران آن را به معنى «عسل» گرفتهاند ولى مفسران ديگر، تقريباً همه آن را يك نوع پرنده مىدانند، كه از اطراف به طور فراوان در آن سرزمين مىآمده، و بنى اسرائيل از گوشت آنها استفاده مىكردند.
در تفسيرى كه بعضى از مسيحيان به «عهدين» نوشتهاند تأئيد اين نظريه را مىبينيم آنجا كه مىگويد:
«بدان كه سَلوى از آفريقا به طور زياد حركت كرده به شمال مىروند كه در جزيره كاپرى، ١٦ هزار از آنها را در يك فصل صيد نمودند ... اين مرغ از راه درياى قلزم (بحر احمر) آمده، خليج عقبه و سوئز را قطع نموده، در شبه جزيره سينا داخل مىشود، و از كثرت تعب و زحمتى كه در بين راه كشيده است، به آسانى با دست گرفته مىشود، و چون پرواز نمايد غالباً نزديك زمين است ...
راجع به اين قسمت در سفر «خروج» و سفر «اعداد» (از تورات) سخن رفته است». «٢»
از اين نوشته نيز استفاده مىشود: مقصود از «سَلوى» همان پرنده