تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٦٢
نكتهها:
١- فلسفه تحريم گوشتهاى حرام
بدون شك، غذاهائى كه در آيه فوق تحريم شده همچون سائر محرمات الهى فلسفه خاصى دارد و با توجه كامل به وضع جسم و جان انسان با تمام ويژگىهايش تشريع شده است، در روايات اسلامى نيز زيانهاى هر يك مشروحاً آمده، و پيشرفتهاى علمى بشر پرده از روى آن برداشته است.
مثلًا در كتاب «كافى» پيرامون گوشت مردار از امام صادق عليه السلام چنين مىخوانيم: أَمَّا الْمَيْتَةُ فَإِنَّهُ لَمْيَنَلْ مِنْهَا أَحَدٌ إِلاّ ضَعُفَ بَدَنُهُ، وَ ذَهَبَتْ قُوَّتُهُ، وَ انْقَطَعَ نَسْلُهُ وَ لايَمُوتُ آكِلُ الْمَيْتَةِ إِلاّ فَجْأَةً: امام بعد از ذكر مقدمهاى در مورد اين كه تمام اين احكام به خاطر مصالح بشر است مىفرمايد: «اما مردار را هيچ كس از آن نمىخورد، مگر اين كه بدنش ضعيف و رنجور مىشود، نيروى او را مىكاهد، و نسل را قطع مىكند، و آن كس كه به اين كار ادامه دهد با سكته و مرگ ناگهانى از دنيا مىرود»!. «١»
اين مفاسد ممكن است به خاطر آن باشد كه دستگاه گوارش نمىتواند از مردار، خونِ سالم و زنده بسازد، به علاوه مردار كانونى است از انواع ميكروبها، اسلام علاوه بر اين كه خوردن گوشت مردار را تحريم كرده، آن را نجس هم دانسته تا مسلمانان كاملًا از آن دورى كنند.
دومين چيزى كه در آيه تحريم شده «خون» است (وَ الدَّمَ) خونخوارى هم زيان جسمى دارد و هم اثر سوء اخلاقى؛ چرا كه خون از يكسو ماده كاملًا آمادهاى است براى پرورش انواع ميكروبها.