تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧٥
و به اين ترتيب، داشتنِ عهد و پيمان الهى يعنى ايمان، و رسيدن به مقام خشنودى پروردگار و پرهيز از گناهانى چون ظلم و ستم، جزء شرائط حتمى شفاعت است.
***
٤- شرائط گوناگون شفاعت
خلاصه اين كه آيات شفاعت به خوبى نشان مىدهد: شفاعت از نظر منطق اسلام يك موضوع بى قيد و شرط نيست، بلكه قيود و شرايطى دارد كه چهره اصلى شفاعت و فلسفه آن را روشن مىسازد: از نظر جرمى كه درباره آن شفاعت مىشود از يك سو.
شخص شفاعت شونده از سوى ديگر.
و شخص شفاعت كننده از سوى سوم.
مثلًا گناهانى همانند ظلم و ستم به طور كلى از دايره شفاعت بيرون شمرده شده و قرآن مىگويد: ظالمان «شفيع مطاعى» ندارند! «١»
و اگر ظلم را به معنى وسيع كلمه- آن چنان كه در بعضى از احاديث بعداً خواهد آمد- تفسير كنيم، شفاعت، منحصر به مجرمانى خواهد بود كه از كار خود پشيمان، و در مسير جبران و اصلاحند، و در اين صورت، شفاعت پشتوانهاى خواهد بود براى توبه و ندامت از گناه (و اين كه بعضى تصور مىكنند با وجود ندامت و توبه، نيازى به شفاعت نيست اشتباهى است كه پاسخ آن را به زودى خواهيم داد).
از طرف ديگر طبق آيه ٢٨ سوره «انبياء» تنها كسانى مشمول بخشودگى از طريق شفاعت مىشوند كه به مقام «ارتضاء» رسيدهاند و طبق آيه ٨٧ «مريم»