تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٠٥
مخصوصى از آن به گوش مىرسد و بنى اسرائيل را به پرستش آن دعوت مىكند.
اكثريت قاطع بنى اسرائيل به او مىپيوندند، هارون عليه السلام جانشين و برادر موسى عليه السلام با اقليتى بر آئين توحيد باقى مىمانند، اما هر چه مىكوشند ديگران را از اين انحراف بزرگ باز گردانند، توفيق نمىيابند، بلكه چيزى نمانده بود كه خود هارون را هم از بين ببرند.
موسى عليه السلام پس از بازگشت از كوه طور از مشاهده اين صحنه، شديداً ناراحت مىشود و آنها را سخت ملامت مىكند، آنها متوجه زشتى كار خود مىشوند و در صدد توبه بر مىآيند، موسى از طرف خداوند پيشنهاد يك توبه بىسابقه به آنها مىدهد كه شرح آن در آيات آينده خواهد آمد.
***
در آيه بعد، خداوند مىگويد: «با اين گناه بزرگ باز شما را عفو كرديم شايد شكر نعمتهاى ما را به جا آوريد» «ثُمَّ عَفَوْنا عَنْكُمْ مِنْ بَعْدِ ذلِكَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ».
***
و در ادامه اين بحث مىفرمايد: «به خاطر بياوريد هنگامى را كه به موسى كتاب و وسيله تشخيص حق از باطل بخشيديم، تا شما هدايت شويد» «وَ إِذْ آتَيْنا مُوسَى الْكِتابَ وَ الْفُرْقانَ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ».
«كتاب» و «فرقان» ممكن است هر دو اشاره به «تورات» باشد و نيز ممكن است: كتاب، اشاره به «تورات» و فرقان، اشاره به معجزاتى باشد كه خداوند در اختيار موسى گذارده بود (چون فرقان در اصل به معنى چيزى است كه حق را از باطل براى انسان مشخص مىكند).
***