تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٩
وسيع و الطاف پروردگار بزرگ بهرهمند مىشود.
ايمان به آخرت، يعنى شكافتن ديوار عالم ماده، و ورود در محيطى بالاتر و والاتر كه اين جهان، مزرعهاى براى آن، و آموزشگاهى براى آمادگى هر چه بيشتر در برابر آن، محسوب مىشود، حيات و زندگى اين جهان هدف نهائى نيست بلكه جنبه مقدماتى دارد، و دوران سازندگى براى جهان ديگر است.
زندگى در اين جهان همچون زندگى دوران جنينى است كه هرگز هدف آفرينش انسان آن نبوده، بلكه يك دوران تكاملى است براى زندگى ديگرى، ولى تا اين جنين سالم و دور از هر گونه عيب متولد نشود در زندگى بعد از آن خوشبخت و سعادتمند نخواهد بود.
ايمان به رستاخيز اثر عميقى در تربيت انسانها دارد، به آنها شهامت و شجاعت مىبخشد؛ زيرا بر اساس آن، اوج افتخار در زندگى اين جهان، «شهادت» در راه يك هدف مقدس الهى است كه محبوبترين اشياء براى فرد با ايمان و آغازى است براى يك زندگى ابدى و جاودانى.
ايمان به قيامت انسان را در برابر گناه كنترل مىكند، و به تعبير ديگر گناهان ما با ايمان به خدا و آخرت نسبت معكوس دارند، به هر نسبت كه ايمان قوىتر باشد گناه كمتر است، در سوره «ص» آيه ٢٦ مىخوانيم خداوند به داود عليه السلام مىفرمايد: وَ لاتَتَّبِعِ الْهَوى فَيُضِلَّكَ عَنْ سَبيلِ اللَّهِ إِنَّ الَّذينَ يَضِلُّونَ عَنْ سَبيلِ اللَّهِ لَهُمْ عَذابٌ شَديدٌ بِما نَسُوا يَوْمَ الْحِساب:
«از هواى نفس پيروى مكن كه تو را از مسير الهى گمراه مىسازد، كسانى كه از طريق الهى گمراه شوند عذاب دردناكى دارند، چرا كه روز قيامت را فراموش كردند».
آرى اين فراموشى روز جزا، سرچشمه انواع طغيانها، ستمها و گناهان