تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٠٣
٣- طرق آزمايش
در آيه فوق، نمونههائى از امورى كه انسان با آنها امتحان مىشود بيان شده، از قبيل: ترس، گرسنگى، زيانهاى مالى، و مرگ ... ولى وسائل آزمايش خداوند منحصر به اينها نيست، امور ديگرى نيز در قرآن به عنوان وسيله امتحان آمده است، مانند فرزندان، پيامبران، و دستورات خداوند، حتى بعضى از خوابها ممكن است از وسائل آزمايش باشد، «شرور و خيرها نيز از آزمايشهاى الهى محسوب مىشوند» (وَ نَبْلُوكُمْ بِالشَّرِّ وَ الْخَيْر). «١»
بنابراين، مواردى كه در آيه شمرده شده جنبه انحصارى ندارد، هر چند از نمونههاى روشن و زنده آزمايشهاى الهى است.
مىدانيم مردم در برابر آزمايشهاى خداوند به دو گروه تقسيم مىشوند:
گروهى از عهده امتحانات بر آمده و گروهى مردود مىشوند.
مثلًا مسأله «ترس» كه پيش مىآيد گروهى خود را مىبازند و به خاطر اين كه كوچكترين ضررى به آنها نرسد، شانه از زير بار مسئوليت خالى مىكنند در جنگها فرار مىكنند، يا راه سازشكارى پيش مىگيرند، و با عذرتراشىهائى همچون: نَخْشى أَنْ تُصيبَنا دائِرَةً: «ما مىترسيم ضررى به ما متوجه شود» «٢» از تكليف الهى سرباز مىزنند.
اما گروهى ديگر در برابر عوامل ترس با ايمان و توكل بيشترى خود را براى هر گونه فدا كارى مهيا مىكنند، چنان كه در قرآن آمده است: الَّذينَ قالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَكُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزادَهُمْ إيماناً وَ قالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكيل: «وقتى به مردم با ايمان مىگفتند اوضاع خطرناك است، و دشمنان