تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٧٨
عهد خويش به هنگامى كه پيمان مىبندند وفا مىكنند» «وَ الْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذا عاهَدُوا».
چرا كه سرمايه زندگى اجتماعى، اعتماد متقابل افراد جامعه است، و از جمله گناهانى كه رشته اطمينان و اعتماد را پاره مىكند و زيربناى روابط اجتماعى را سست مىنمايد، ترك وفاى به عهد است، به همين دليل در روايات اسلامى چنين مىخوانيم: مسلمانان موظفند سه برنامه را در مورد همه انجام دهند، خواه طرف مقابل، مسلمان باشد يا كافر، نيكوكار باشد يا بدكار، و آن سه عبارتند از:
وفاى به عهد، اداى امانت و احترام به پدر و مادر. «١»
و بالاخره ششمين، و آخرين برنامه اين گروه نيكوكار را چنين شرح مىدهد: «كسانى هستند كه در هنگام محروميت و فقر، و به هنگام بيمارى و درد، و همچنين در موقع جنگ در برابر دشمن، صبر و استقامت به خرج مىدهند، و در برابر اين حوادث زانو نمىزنند» «وَ الصَّابِرينَ فِي الْبَأْساءِ وَ الضَّرَّاءِ وَ حينَ الْبَأْسِ». «٢»
و در پايان آيه به عنوان جمعبندى و تأكيد بر شش صفت عالى گذشته مىگويد: «اينها كسانى هستند كه راست مىگويند و اينها پرهيزگارانند» «أُولئِكَ الَّذينَ صَدَقُوا وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ».
راستگوئى آنها از اينجا روشن مىشود كه: اعمال و رفتارشان از هر نظر با اعتقاد و ايمانشان هماهنگ است، و تقوا و پرهيزگاريشان از اينجا معلوم مىشود كه: آنها هم وظيفه خود را در برابر «اللّه»، هم در برابر نيازمندان و محرومان و كل جامعه انسانى و هم در برابر خويشتن خويش انجام مىدهند.