تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٤٩
دشمنى او از روز اول با «آدم» است كه به واسطه نافرمانى در برابر سجده آدم همه چيز خود را از دست داد.
و يا به خاطر اين است كه: دستورات او همچون قتل و جنايت و تبهكارى براى همه آشكار است، همه مىدانند اين قبيل برنامهها از يك دوست نيست، بلكه دعوتهائى است از يك دشمن خطرناك كه جز بدبختى انسان چيزى نمىخواهد.
و يا به واسطه اين است كه: شيطان صريحاً دشمنى خود را با انسان خبر داده و كمر عداوت او را بسته است، و اعلام نموده: لَا غْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعينَ: «مىكوشم تا همه را گمراه كنم»! «١»
***
٤- چگونگى وسوسه شيطان
در اينجا سؤالى مطرح است و آن اين كه آيه مىگويد: «شيطان به شما امر مىكند كه به سوى بدىها و فحشاء برويد» مسلماً مراد از «امر» همان وسوسههاى شيطان است، در حالى كه ما به هنگام انجام بدىها هيچ گونه احساس امر و تحريك از بيرون وجودمان نمىكنيم، و كوشش شيطان براى گمراه ساختن خود هرگز قابل لمس نيست.
پاسخ اين است: همان طور كه از واژه «وسوسه» هم استفاده مىشود، تأثير شيطان در وجود انسان، يك نوع تأثير خفى و ناآگاه است كه در بعضى از آيات از آن تعبير به «ايحاء» شده است.
در آيه ١٢١ سوره «انعام» مىخوانيم: وَ إِنَّ الشَّياطينَ لَيُوحُونَ إِلى أَوْلِيائِهِم: «شياطين به دوستان خود و كسانى كه آماده پذيرش دستورات آنها هستند وحى