تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٦٢
٢- اين همه اوصاف براى چه بود؟
همان گونه كه گفتيم تكليف بنى اسرائيل در آغاز، مطلق و بى قيد و شرط بود، اما سختگيرى و سرپيچى آنها از انجام وظيفه، حكم آنها را دگرگون ساخت و سختتر شد. «١»
با اين حال، اوصاف و قيودى كه بعداً براى اين گاو ذكر شده ممكن است اشاره به يك حقيقت اجتماعى در زندگى انسانها بوده باشد:
قرآن گويا مىخواهد اين نكته را بيان كند گاوى كه بايد نقش احياء كننده داشته باشد، «ذلول» يعنى تسليم بدون قيد و شرط، و باربر و اسير و زير دست نباشد، همچنين نبايد رنگهاى مختلف در اندام آن به چشم بخورد بلكه بايد يكرنگ و خالص باشد.
به طريق اولى كسانى هم كه در نقش رهبرى و احياء كردن اجتماع ظاهر مىشوند و مىخواهند قلبها و افكار مرده را احياء كنند، بايد رام ديگران نگردند، مال و ثروت، فقر و غنى، قدرت و نيروى زورمندان، در هدف آنها اثر نگذارد، كسى جز خدا در دل آنها جاى نداشته باشد، تنها تسليم حق و پايبند دين باشند، هيچ گونه رنگى در وجودشان جز رنگ خدائى يافت نشود، و اين افراد هستند كه مىتوانند بدون اضطراب و تشويش به كارهاى مردم رسيدگى كرده، مشكلات را حل نموده، و آنها را احياء كنند.
ولى دلى كه متمايل به دنيا و رام دنيا است، و اين رنگ وى را معيوب ساخته، چنين كسى نمىتواند با اين عيب و نقصى كه در خود دارد قلوب مرده را زنده سازد و نقش احياء كننده داشته باشد.
***