تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٠٩
شو، و به پذيرائى از مهمانها كمك كن، گوسفندى حاضر داشت به او داد تا آن را ذبح كند.
سرانجام غذا آماده شد، به نزد ميهمانان گذاشت مهمانها از صبر و استقامت اين زن در شگفت بودند.
يكى از حاضران نقل مىكند: هنگامى كه از غذا خوردن فارغ شديم، زن با ايمان نزد ما آمده گفت: آيا در ميان شما كسى هست كه از قرآن به خوبى آگاه باشد؟
يكى از حاضران گفت: بلى من آگاهم.
گفت: آياتى از قرآن بخوان تا در برابر مرگ فرزند مايه تسلى خاطر من گردد، او مىگويد: من اين آيات را براى او خواندم: «وَ بَشِّرِ الصَّابِرينَ* الَّذينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصيبَةٌ قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ* أُولئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَواتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ رَحْمَةٌ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُون».
زن خداحافظى كرد، سپس رو به قبله ايستاد و چند ركعت نماز گزارد، سپس عرض كرد: أَللَّهُمَّ إِنِّى فَعَلْتُ ما أَمَرْتَنِى، فَأَنْجِزْ لِى ما وَعَدْتَنِى: «خداوندا! من آنچه را تو دستور داده بودى انجام دادم، و رشته شكيبائى را رها نساختم، تو هم آنچه را از رحمت و صلوات به من وعده دادهاى بر من ارزانى دار».
سپس اضافه كرد: «اگر بنا بود در اين جهان كسى براى كسى بماند ...».
يكى از حاضران مىگويد: من فكر كردم مىخواهد بگويد فرزندم براى من باقى مىماند، اما ديدم چنين ادامه داد: «پيامبر اسلام محمّد صلى الله عليه و آله براى امتش باقى مىماند»! «١»
***