تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٩٨
مىسازد آنها تا چه حدّ از آئين ابراهيم عليه السلام بيگانهاند.
سوم اين كه: مشركان عرب نيز پيوند ناگسستنى ميان خود و ابراهيم قائل بودند، بايد به آنها نيز فهمانده شود كه برنامه شما هيچ ارتباطى با برنامه اين پيامبر بزرگ بتشكن ندارد.
در آيه مورد بحث نخست مىگويد: «به خاطر بياوريد هنگامى كه خداوند ابراهيم را با وسائل گوناگون آزمود و او از عهده آزمايش به خوبى بر آمد» «وَ إِذِ ابْتَلى إِبْراهيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ».
اين آيه از مهمترين فرازهاى زندگى ابراهيم عليه السلام يعنى آزمايشهاى بزرگ او و پيروزيش در صحنه آزمايشها سخن مىگويد، آزمايشهائى كه عظمت مقام و شخصيت ابراهيم را كاملًا مشخص ساخت، و ارزش وجود او را آشكار كرد.
هنگامى كه از عهده اين آزمايشها بر آمد، خداوند مىبايد جايزهاى به او بدهد «فرمود: من تو را امام، رهبر و پيشواى مردم قرار دادم» «قالَ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً».
«ابراهيم تقاضا كرد كه از دودمان من نيز امامانى قرار ده» تا اين رشته نبوت و امامت قطع نشود و قائم به شخص من نباشد «قالَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتي».
اما خداوند در پاسخ او «فرمود: پيمان من، يعنى مقام امامت، به ظالمان هرگز نخواهد رسيد» «قالَ لايَنالُ عَهْدِي الظَّالِمينَ».
تقاضاى تو را پذيرفتم، ولى تنها آن دسته از ذريه تو كه پاك و معصوم باشند شايسته اين مقامند!
***