تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٧٧
و سرانجام به بردگان اشاره مىكند كه: نياز به آزادى و استقلال دارند هر چند ظاهراً نياز مادى آنها به وسيله مالكشان تأمين گردد.
سومين اصل از اصول نيكىها را بر پا داشتن نماز مىشمرد و مىگويد: «آنها نماز را بر پا مىدارند» «وَ أَقامَ الصَّلاةَ».
نمازى كه اگر با شرائط و حدودش، و با اخلاص و خضوع، انجام گيرد، انسان را از هر گناه باز مىدارد و به هر خير و سعادتى تشويق مىكند.
چهارمين برنامه آنها را اداء زكات و حقوق واجب مالى ذكر كرده مىگويد:
«آنها زكات را مىپردازند» «وَ آتَى الزَّكاةَ».
بسيارند افرادى كه در پارهاى از موارد حاضرند به مستمندان كمك كنند اما در اداء حقوق واجب سهلانگار مىباشند، و به عكس، گروهى غير از اداى حقوق واجب، به هيچ گونه كمك ديگرى تن در نمىدهند، حاضر نيستند حتى يك دينار به نيازمندترين افراد بدهند، آيه فوق با ذكر «انفاق مستحب و ايثارگرى» از يكسو، و «اداى حقوق واجب» از سوى ديگر، اين هر دو گروه را از صف نيكوكاران واقعى خارج مىسازد و نيكوكار را كسى مىداند كه در هر دو ميدان انجام وظيفه كند.
و جالب اين كه: در مورد انفاقهاى مستحب كلمه عَلى حُبِّه «با اين كه ثروت، محبوب آنها است» را ذكر مىكند، ولى در مورد زكات واجب، نه، چرا كه اداى حقوقِ واجبِ مالى يك وظيفه الهى و اجتماعى است و اصولًا نيازمندان- طبق منطق اسلام- در اموال ثروتمندان به نسبت معينى شريكند، پرداختن مال شريك نيازى به اين تعبير ندارد.
پنجمين ويژگى آنها را وفاى به عهد شمرده مىگويد: «كسانى هستند كه به