تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧٠
ديگر: يك مبارزه حياتى محسوب مىشد كه مسير و سرنوشت زندگى و مرگ آنها را روشن مىساخت اگر پيروز مىشدند، همه چيز داشتند، و اگر مغلوب مىشدند، بايد از همه چيز خود دست بشويند.
با اين حال، اگر مىبينيم آنها در مقابل قرآن زانو زدهاند و نتوانستند همانند آن را بياورند، معجزه بودن قرآن روشنتر مىشود.
قابل توجه اين كه: اين آيات منحصر به زمان و مكان خاصى نيست و تمام جهانيان و مراكز علمى دنيا را به سوى اين مبارزه دعوت مىكند و هيچ گونه استثنائى در آن وجود ندارد و هم اكنون نيز به تحدى خود ادامه مىدهد.
***
٦- از كجا كه مثل آن را نياوردهاند؟!
نظرى به تاريخ اسلام پاسخ اين سؤال را روشن مىسازد؛ زيرا در داخل كشورهاى اسلامى در زمان پيغمبر صلى الله عليه و آله و پس از او حتى در خود «مكّه» و «مدينه» مسيحيان و يهوديان سر سخت و متعصبى مىزيستند كه براى تضعيف مسلمان از هر فرصتى استفاده مىكردند و علاوه در ميان مسلمانان جمعى «مسلمان نما» كه قرآن مجيد آنها را «منافق» نام نهاده، زندگى داشتند كه رُل جاسوسى بيگانگان بر عهده آنان بود (مانند آنچه درباره «ابو عامرِ» راهب و همدستان او از منافقان «مدينه» و چگونگى ارتباط آنها با امپراطور روم در تواريخ نقل شده كه منتهى به ساختن «مسجد ضرار» در «مدينه» شد، و آن صحنه عجيبى را كه قرآن در سوره «توبه» به آن اشاره كرده است به وجود آورد).
مسلماً اين دسته از منافقان، و آن عده از دشمنان متعصب و سرسخت، كه به دقت مراقب اوضاع مسلمين بودند و از هر جريانى كه به زيان مسلمانان بود استقبال مىكردند، اگر به چنين كتابى دسترسى پيدا كرده بودند براى در هم شكستن آنها تا آنجا كه مىتوانستند آن را نشر مىدادند و يا لااقل در حفظ و نگهداريش مىكوشيدند.
و لذا مىبينيم: حتى افرادى كه به احتمال ضعيفى ممكن است به معارضه با